
به نام خدا
«عدالت اجتماعی»، یعنی برقراری حقوق برابر برای همه انسانها بطوریکه همه بتوانند بدون هیچگونه تبعیضی از مزایا و امکانات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بطور کلی همه داشتههای مادی و معنوی هر جامعه که طبیعتاً با استفاده از ثروت ملی ایجاد شده، برخوردار باشند و با رعایت حقوق بشر که حقوق همگان را در نظر دارد، بصورتی مسالمت آمیز، امکان زندگی صلح آمیز برای همه افراد فراهم باشد.
تحقق«عدالت اجتماعی» یکی از آرزوهای دیرینه بشر بوده و جان انسانهای بسیاری برای تحقق آن در طول تاریخ گرفته شده است. بنابراین، این موضوع در ظاهر امر، یکی از دست نیافتنیترین خواستههای برحق انسان به شمار میرود. این نکته قابل تامل است که برقراری «عدالت اجتماعی» از ابتدای تاریخ بشر تا کنون، تغییر چندانی در تحقق آن ایجاد نشده و فقط شکل و نوع این خواسته برحق بشری، با توجه به دنیای مدرن و تاثیرات ناشی از آن تغییر نموده و کماکان این عدم دسترسی به آن باعث ایجاد اختلاف طبقاتی وحشتناکی در همه دنیا گردیده بطوری که هیچگاه در طول تاریخ به این شدت نبوده است؛ در این رابطه متاسفانه ثروت ۱% سرمایهداران دنیا معادل کل ثروت ۹۹% بقیه می باشد که طبیعتا هیچگونه توجیه عقلانی و منطقی ندارد.
عدم تحقق این خواسته برحق در سطح جهانی، چهره مخدوشی ایجاد کرده و لازم است اصولی در «حقوق بشر نوین» برای کنترل آن لحاظ گردد. همواره ملتها تحت فشار غارتگران و چپاولگران قرار داشتهاند و همیشه عواملی این حق طبیعی تودههای مردم را بر هم زده است. مهمترین و اصلیترین این عوامل حکومتهای مستبد و دیکتاتور می باشد که هدفی بجز غارت و چپاول ملت و ثروتهای ملی را نداشتهاند. این موضوع سرآغاز ظلم و ستمهای بسیاری در حق ملت میشود. چرا که ستگران مجبور میشوند مبادرت به اِعمال قتل و غارت و شکنجه و ایجاد رعب و وحشت شوند تا بلکه بتوانند به راحتی مقاومت مردم را شکسته و به چپاول و بهرهبرداری از ثروت غارت شده که همانا چیزی به جزء خوشگذرانی و تجملات و حیف و میل بیتالمال نیست، بپردازند. در این رابطه برای اینکه کسی مانع این سرقت و مصادره نشود، اقدام به کار بردن خشونت و سرگرم کردن مردم به امور زاید و بیهوده و ایجاد جذبه برای خود از طریق ترسانیدن مردم و… میکنند. بدیهی است که در هر عصر و زمانهای پیشگامان و انسانهای بیدار و آگاه، درستکار و تیزهوش که به سرعت متوجه این سوءاستفادهها شده و در صدد جلوگیری از غارت بیتالمال میشوند، با دستگیری و شکنجه و… مواجه میشوند. این موضوع نیز موارد دیگری را طبیعتا پیش می آورد. برای مثال، عوامل غارت و سرکوب از این عده انسانهای پیشگام می خواهند تا نام سایر افرادی که با آنها همفکر و همراه هستند را افشا کنند تا بتوانند آنها را نیز شناسایی و از سر راه خود بردارند. در نتیجه، مبادرت به کارگیری شکنجه و شیوههای غیرمتعارف میشوند و برای توجیه این قبیل رفتارهای غیرانسانی مجبور به درست کردن برچسبهایی مانند خرابکار، اغتشاشگر، تروریست، عوامل بیگانه و… میشوند تا هم مامورین امنیتی که پیاده کننده این سرکوب هستند، کاملا توجیه شوند که در حال خدمت و از بین بردن تروریستها و خرابکارها هستند و هم اینکه مردم نیز متوجه اصل ماجرا نشوند. این سناریو همواره در طول تاریخ تکرار میشود و با این ترتیب زندان و شکنجهگاه و نیروهای سرکوبگر مزدور شکل میگیرند و نقض عدالت اجتماعی رخ میدهد که در طول تاریخ به شکلهای مختلفی در ایران نیز همواره چه در نظام سابق و چه در نظام فعلی و چه ماقبل اینها در جریان بوده است.
بطور کلی، «عدالت اجتماعی» در برگیرنده معانی و مفاهیم متنوعی و گستردهای است. از جمله: اختصاص منصفانه منابع مادی و معنوی یک مملکت در خدمت آحاد مختلف آن ملت و توزیع عادلانه سرمایههای ملی و فراهم کردن شرایط لازم برای آنکه مردم بتوانند در«درآمد سرانه ملی» خود به تساوی بهرهمند شوند. این موضوع مهم سهم بسزایی در ریشه کن شدن فقر، فساد، بیکاری، خودفروشی، بیسوادی، شغلهای کاذب و… دارد. دسترسی به رفاه اجتماعی تا حداقل رسیدن به «بیمه درمانی ملی»، «بیمه شغلی ملی»، «تحصیل رایگان ملی» و… که در نتیجه پیاده شدن آن، تاثیرات زیادی بر روی کاهش میزان آسیبهای اجتماعی اعتیاد، طلاق، کودکان کار، بی خانمانی و… خواهد داشت. تامین نیازهای اولیه انسانی میتواند عامل اقتصادی آسیب های اجتماعی را حذف نموده و بخش قابل توجهی از آمار آنرا که ناشی از فقر اقتصادی میباشد را کاهش دهد. زیرا بخشی از این آسیبها، صرفا ناشی از فشارهای اقتصادی است که بواسطه اینکه آحاد مختلف جامعه از سهم خود از درآمد ملی نمیتوانند بهرهای داشته باشند، در نتیجه قادر به ایفای نقش موثر و سازندهای در جامعه نمیشوند. در عوض این درآمد ملی به جیب عوامل و دست اندرکاران و مرتبطین نظامهای فاسد رفته و تودههای مردم روز به روز با فقر و فساد بیشتری دست به گریبان میشوند.
همچنین وجود رانتهای اطلاعاتی در نظامهای سلطهگر و غارتگر که به دولتمردان و افراد مرتبط با نظام فاسد این امکان را میدهد تا با داشتن اطلاعات مربوط به طرحهای عمرانی و… اقدام به بهرهبرداریهایی بکنند که سایر افراد چنین امکانی را ندارند. در نتیجه، ثروتهای بادآوردهای را از این طریق نصیب آنها میکند. برای مثال، زمینهایی را که از قبل اطلاع داشتند که در طرحهای مختلف شهری و صنعتی و… قرار دارند و یا خودشان بعد از خریداری زمینها با قیمتی خیلی ارزان، طرح آنرا به جریان انداخته و سپس با اجرای طرح به قیمت خیلی گزافی بفروش رساندهاند(یکی از دولتمردان ادعا میکرد که فرزندانش شم اقتصادی خیلی قویای در ساخت و ساز دارند و می دانند که کجا ها به این کارها اقدام کنند!!!)، یا با داشتن ارتباط با وزارتخانههای مختلف با اخذ مجوزهای گوناگون و گرفتن زمین صنعتی و امکانات جانبی آن اقدام به فروش واحدها و کسب سودهای کلان نمودهاند. این موضوع در رابطه با وامهای شهری، صنعتی و… یا در همه بخشهای مختلف دیگر مملکت همواره در جریان بوده است. این موضوع به غیر از این است که سردمداران حکومتی همه صنایع و شاهرگهای اقتصادی و حیاتی مملکت را حداقل در شصت هفتاد سال گذشته همواره از طرق مختلفی در انحصار خود داشتهاند و درآمدهای ناشی از آن را نیز صاحب بوده و به نفع خود و جزء داراییهایشان به کار گرفته و یا به خارج از کشور انتقال دادهاند (مانند بنیاد پهلوی و بنیاد اشرف که کلیه کارخانههای عمده در نظام سابق را بصورت مُونوپُل در اختیار خود داشتند. لیست این بنیادها و عملکردهایشان بطور کامل موجود است که بعد از انقلاب ۵۷ همگی توسط بنیادهای جدید التاسیس مصادره شد و اولین زمینه سوءاستفادههای مالی را برای عوامل این نظام و وابستگانشان را فراهم نمود). در حقیقت، عامل اصلی گرفتاری ملت غارتزده ایران توسط این نظام، وجود بی عدالتی اجتماعی و غارت ثروت ملی در نظام سابق بود که عدهای امروز سعی دارند تا با تغییر تاریخ و بازنویسی آن بصورت دیگری زمینه بازپسگیری این ثروتهای ملی و غارت دوباره آنرا دارند. غافل از اینکه اسناد تاریخی گواه همه چیز هست و غارتگر همواره غارتگر است و قابل سفید نمایی نخواهد بود. چه این نظام باشد و چه نظامهای گذشته.
امروز، در وضعیتی قرار داریم که ملت ایران لازم است تا فکری اساسی برای خود نموده و راهی را برود که بازهم از دست این غارتگران به دست غارتگران دیگری نیفتد. با توجه به اینکه مشکل اصلی ملت ما، موضوع «ثروت ملی» است که همواره فرصت طلبان و… به آن چشم دوختهاند و بخوبی میدانیم برای این عده نه ملت مهم هست و نه ملت سالاری و نه منافع ملت. بلکه فقط به غارت این ثروت می اندیشند و بس و چیزی به عنوان «عدالت اجتماعی» برای آنها مضحکهای بیش نیست. اما این عده باید بدانند که تنها ملت است که اراده خود را پیاده میکند و این بار نه اینکه به دنبال فردی به عنوان رهبر می باشد، بلکه أراده خود را در چارچوب یک هیِیتی از متخصصین را برای اداره أمور مملکت برمیگزیند و هرگز رهبریت را به دست هیچ فردی به تنهایی نخواهد داد ک با دست گرفتن قدرت، سلاحی را که آن هم با ثروت ملت تهیه شده، بار دیگر به سمت ملت بر گرداند و بازهم روز از نو، روزی از نو و غارت و چپاول توسط دیکتاتور جدید و اطرافیانش و…
اینجانب، به عنوان یک ایرانی برای برقراری«عدالت اجتماعی» و برخورداری تمام و کمال از ثروت ملی، «مانیفست رنسانس ایران» آزاد را توصیه میکنم تا به عنوان نمونهای مترقی در این زمینه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و ملت با آشنایی با چنین ایدهایی در نهایت بتواند با اتخاذ موثرترین راه و تدبیر، حافظ منافع و ثروت ملی خود باشد و در مقابل چپاولگران از داشتههای ملی خود صیانت کند و بصورت «برده سیاسی» در دست افراد نااهل قرار نگیرد. زیرا که آنها اندیشه استیلای بلاانقطاع و مادام العمر بر جان و مال و ناموس مردم را دارند. همینها هستند که در ابتدای راه با گردن کج و ملتمسانه می آیند اما بعد که زمام أمور را به دست گرفتند دیگر ملت را پشیزی به حساب نمی آورند و بر روی همین مردم اسلحه میکشند و دیگر هرگز از اریکه قدرت تیز پایین نخواهند آمد و ملت را بنده خود دانسته و خود را خدای مردم(موضوع خدایگان).
بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری: محمد علی طاهری
تورنتو: 20/فوریه/2025 میلادی مصادف با ۰۲/اسفند/۱۴۰۳ خورشیدی



