به نام خدا

با سلام و نثار دعای خیر

امروز متن سوالاتی در خصوص مانیفست رنسانس ایران آزاد به دست بنده رسید که لازم دیدم پاسخ‌گویی کنم، هر چند که نیاز به توضیحات مفصل‌تری داشته ولی سعی کردم خیلی مختصر پاسخ بدم ولی از این مختصرتر نشد. متن ارسالی سوال کننده عیناً آورده شده و غلط‌های تایپی و ادیت مربوط به خود متن هست که من به واسطه رعایت امانتداری، بدون هرگونه دستکاری، اصل متن را اینجا کپی کردم.

Soheyla:

با  درود فراوان بر شما  و استاد طاهری

در نگاه اول همه چیز خوب وعالی به نظر می‌رسد و می‌شود از دل این فکر قوانینی را هم نوشت و احتمال زیاد کار آمد هم باشد

ولی چند نکته به نظرم می‌رسد

نکته اول: سیستم حکومتی  مد نظر استاد طاهری مشابه کدام نوع از حکومت‌های دنیا دنیاست؟ وتجربه شده یا در حال تجربه می‌باشد

نکته دوم: جایگاه نیروهای مسلح  در حکومت آینده ایشان کجاست وچه نقشی بازی خواهد کرد

نکته سوم: ابزارهای کنترل کننده افراد در حکومت چه نهاد یا ارگانی خواهد بود؟ منظور روش کنترل و هدایت سیستم از نگاه مدیریتی

نکته چهارم: چطور تمام افکار و عقاید را می‌شود تجمیع کرد؟ و اگر کسانی خواهان نوعی دیگر از حکومت باشند و یا کلا” با این تفکر مخالف باشند چه باید کرد؛ رفراندوم زیر نظر سازمان‌های بین‌المللی راضی کننده است؟  و اگر افکار وعقاید ایشان رد شد چگونه فعالیتی خواهند داشت؛

نکته پنجم: جایگاه قوه قضائیه و زندان چه می‌شود؛ چون قرار است افراد معتاد و بزه کار هم بکار گرفته شود و ساماندهی شود والبته بدون زندان (این فهم وبرداشت من از متن بود)

جایگاه رسانه؟ منتقد؛ ومخالف کجاست؟ کاملا آزاد یا زندان هم داریم؟

نکته پایانی: اگر مصاحبه‌های خمینی را در پاریس و چند ماه مانده به انقلاب حتی در ایران را خوانده باشید؛ بسیار زیباتر و گیراتر و وحدت آفرین‌تر بود ؛ چون قرار نبود خودش حاکم باشد آخوندها حکومت کنند؛ وعده‌هایی از قبیل مسکن رایگان؛ رفع بیکاری؛ آزادی تمام افکار و عقاید؛ آزادی رسانه‌ها و منتقدین؛ برقراری روابط حسنه با کل دنیا بجز اسرائیل و۰۰۰

ولی همگان دیدیم چه می‌خواستیم و چه شد؛ فقط اختلاف در حال حاضر با گذشته این است که: در سال ۵۷ مردم راحت به خمینی و گفته‌های سیاسیون ودانشگاهی و مبارزین بر علیه حکومت شاه اعتماد کردند ولی الان اعنماد از جامعه رفته و مردم خیلی هوشیار و با تجربه شدند که در دنیا بی‌نطیر است؛

استاد طاهری چگونه این اعتماد را بر می‌گرداند و نیرو جذب می‌کند؟

پاسخ نکته اول: مانیفست رنسانس ایران آزاد برای اولین بار در تاریخ سیاسی ایران و جهان مطرح شده و تا کنون هیچ نمونه حکومتی با این دیدگاه ایجاد نشده است و در صورت انتخاب توسط ملت و اجرای آن توسط «هییت مدیره ملی» تحت نظارت «کنگره معتمدین ملت» برای اولین بار در دنیا به تجربه و آزمایش درخواهد آمد و اولین مدل مدیریتی اداره سهامی مملکت به مورد اجرا در می‌آید که در آن کلیه آحاد ملت در ثروت ملی خود دارای سهم تعریف شده هستند.

علت طرح این مانیفست توسط اینجانب: به این واسطه بوده که تا کنون هیچ حکومتی در دنیا (به جز چند کشور اسکاندیناوی) چه حکومت‌های مادام‌العمری(شاهنشاهی، اسلامی، کمونیستی، جمهوری‌های مادام‌العمری مانند جمهوری صدام، جمهوری قذافی، جمهوری خانواده اسد و سایر جمهوری‌ها و پارلمان‌ها نتوانستنه‌اند منافع ملت را تامین نموده و ثروت ملی را غارت نکنند. در این نظام‌ها، همواره دولتمردان اقدام به غارت و حیف و میل این ثروت در جهت منافع خود نموده و متعاقبا به منظور جلوگیری از اعتراض آن‌ها نسبت به این چپاول و تاراج‌ها و… اقدام به سرکوب ملت‌ها نموده‌اند. این سناریو همواره در طول تاریخ چه در گذشته توسط شاهان و سلاطین و امپراطورها که همگی بدون استثنا خود را سایه خدا و خدایگان و… نامیده‌اند و چه بعد از منسوخ شدن نظام‌های مطلقه پادشاهی و به روی کار آمدن نظام‌های سلطنت نمادین و امپراطوری مشروطه (برای مثال امروزه کسی امپراتور ژاپن را نمی‌شناسد و فقط مقام‌های سنتی تشریفاتی هستند و در اداره امور مملکت هیچگونه مداخله‌ای ندارند) نظام‌های جمهوری و پارلمانی همچنان تاکنون ادامه داشته است. بنابراین، زمان آن رسیده که ملت برای خود فکر نو و مترقی‌ای را در پیش بگیرد تا بلکه بتواند بیشتر از گذشته از سهم ثروت ملی خود برخوردار بشود. زیرا «آزموده را آزمودن خطاست». ملت ما که مدام بازیچه دست غارتگران قرار گرفته، اکر همان راه قبلی را طی کند، به‌طور قطع دچار اشتباه و خسران خواهد شد.

پاسخ نکته دوم: سوال کننده متاسفانه یا مانیفست را مطالعه نکرده و یا غرض‌ورزی نموده و این‌طور عنوان می‌کند که “حکومت آینده ایشان” و به‌طور غیرمستقیم چنین القا می‌کند که من با طرح مانیفست، دارم از حکومت خودم صحبت می‌کنم و قصد دارم که مانند خمینی برای خودم حکومتی درست کنم (بنده بارها اعلام کردم که شخصا هیچگونه مداخله‌ای در امور سیاسی نخواهم داشت و فقط ارائه کننده طرح مانیفست رنسانس ایران آزاد هستم). در حالیکه نفس مانیفست رنسانس ایران آزاد با حکومت فردی منافات داشته و صحبت از حکومت ملت می‌کند که افراد کارشناس و متخصص در انتخابات برگزیده شده و به استخدام ملت در بیایند نه به عنوان شاه و وزیر و… آن هم تحت نظارت «کنگره معتمدین ملت» که حداقل جمعیتی 300 نفره خواهد بود که فاقد قدرت فردی و حق امضای فردی هستند و توسط ملت انتخاب شده‌اند.

اما پاسخ سوال ایشان این است که نیروهای مسلح ضمن اینکه از مداخله در امور سیاسی مملکت منع شده و فقط مسئولیت دفاع از مملکت را در شرایط جنگی به عهده دارند؛ تحت امر هیئت مدیره ملی قرار داشته که البته آن هم تحت نظارت کنگره که در موارد غیر سیاسی دستورات لازم را صادر نماید و فرمانده کل نیروهای مختلف ارتش (زمینی، هوایی، دریای و…) در وزارت دفاع خارجی به عنوان یکی از وزارتخانه‌های کشور موارد کاملا تخصصی در رابطه با صیانت و دفاع از کشور را به عهده خواهد داشت و شهربانی و نیروهای پلیس به عنوان وزارت دفاع داخلی انجام وظیفه می‌کنند. در این رابطه فرد سیاسی خاصی به عنوان فرمانده کل قوا وجود ندارد که راسا این نیروها را در جهت سرکوب ملت به کار بگیرد (مانند شاه، رهبر، صدام، قذافی، اسد و…). همچنین نیروهای مصلح به نام گارد نیز وجود نخواهد داشت که هزینه هنگفتی برای نگهداری و تضمین بقای خاندان نظام مادام‌العمری صورت بگیرد (مانند گارد جاویدان شاهنشاهی با 12000 نیروی زبده، گارد بیت رهبری، گارد ریاست جمهوری صدام و…). چون دست‌اندرکاران هیئت مدیره اداره کشور برای مدت محدودی انتخاب می‌شوند بنابراین نیازی به گارد ویژه ندارند. این نوع گاردها بیشتر برای مواردی به کار گرفته می‌شود که صحبت از حکومت مادام‌العمری می باشد. اما نقشی که نیروهای مسلح بازی خواهند کرد، نقشی غیر سیاسی خواهد بود. در حالیکه در همه الگوهای حکومتی، نیروهای مسلح نقش سرکوب مردم را به عهده دارند و در اختیار اهداف سیاسی حکومت‌ها ایفای نقش می‌کنند و برای حفظ حکومت‌های مادام‌العمری در اختیار منافع قدرتمندان و دولتمردان هستند. در طول تاریخ اولین توجه‌شاهان به مجهز بودن و بزرگ بودن ارتش بوده که فشار همه جانبه و تامین مالی و… آن به دوش ملت‌ها بوده و این در وحله اول به خاطر ملت نبوده، بلکه یک ارتش بزرگ و قوی تضمین کننده بقای حکومت‌های مادام‌العمری بوده است. بعد هم پادشاهان با دیدن ارتش بزرگ و قوی خود به فکر کشورگشایی و غیره بر می‌آمدند که کشته‌ها و زخمی‌ها و معلولین از ملت بود و افتخار فتوح و پیروزی و جهانگیری برای شاهان و سلاطین. اما در نظام رنسانسی استفاده سیاسی از نیروهای مسلح به حد صفر خواهد رسید و هیچگونه مداخله سیاسی نخواهد داشت و این اولین باری است که طرحی برای عدم مداخله سیاسی نیروهای مسلح کشور به معنای واقعی و نه شعاری مطرح می‌شود که به لحاظ ساختاری فرد کنترل کننده نیروهای مسلح در جهت اهداف سیاسی کشور تعریف نشده و امکان ظهور ندارد. همچنین امکان اینکه سرمایه‌های ملی را در جهت اهداف سیاسی دیگر به کار بگیرد نیز وجود نخواهد داشت. مانند هزینه‌ای که در نظام شاهنشاهی ما در جنگ ظفار متحمل شدیم (در آن زمان بنا به دکترین نیکسون مبنی بر عدم حضور مستقیم آمریکا در جنگ و بومی کردن جنگ‌های منطقه‌ای و گسترش حوزه نفوذ ایران، اقدام به اعزام نیروهای ارتش شاهنشاهی ایران برای حمایت از سلطان قابوس کرد که نتیجهٔ آن موفقیت‌آمیز بود و باعث پیروزی ارتش عمان و متحدانش شد. عملیاتِ نظامیِ ارتشِ شاهنشاهی ایران در این جنگ به حدّی مؤثر واقع شد که سلطان قابوس تاج و تخت خود را مدیون ایران می‌دانست، اما هزینه آنرا ملت ایران پرداخت نموده).

پاسخ به نکته سوم: همانطوریکه م‌یدانیم ابزارهای کنترل کننده مردم در سایر نظام‌ها تا کنون بر مبنای خفقان و مهار و سرکوب و دیکتاتوری بوده که در نتیجه همگی آن‌ها مردود می باشند. در اینجا تلاش شده که معایب نظام‌های دیگر با نظارت «کنگره معتمدین ملت» تکرار نشود و مردم مطابق قانون اساسی که زیر نظر این کنگره تدوین و تصویب خواهد شد، تحت خفقان و دیکتاتوری قرار نگرفته و از حقوق مسلم خود از جمله برخورداری از سهم ثروت ملی خود برخوردار شوند. عمده مشکلات و خفقان و دیکتاتوری نظام‌های مختلف زمانی به وقوع می پیوندد که ثروت ملی غارت می‌شود. در صورتیکه یک سیستم مدیریتی مملکت مانند سیستم رنسانسی که می‌تواند جلوی غارت ثروت ملی را بگیرد؛ بالطبع دیگر نیازی به سرکوب ملت نیست و ملت خودشان با جان و دل چنین نظام مدیریتی ملی را حفظ خواهند کرد و مقاومت‌های منفی مدنی شکل نخواهد گرفت و گروه‌های مخالف شکل نخواهند گرفت. پس اگر جلوی سرقت و تاراج ثروت ملی گرفته بشود، بسیاری از مشکلات سیاسی که گریبانگیر همه نظام‌های سیاسی دنیا را گرفته، دیگر رخ نمی‌دهد. اما اداره نظم و امنیت داخلی از نظر کنترل وقوع جرایم، راهنمایی و رانندگی و همه اینگونه موضوعات که به نوعی مربوط به شهربانی و پیاده کردن نظم و ترتیب دارد در وزارت دفاع و امنیت داخلی برنامه ریزی و مدیریت می‌شود که کلانتری‌ها و شهربانی‌ها و پلیس راه و راهنمایی و رانندگی و… را در اختیار داشته و مدیریت غیر سیاسی می‌کند. کماکان همانطوریکه توضیح داده شد نظارت بر کلیه این فعالیت‌ها بر عهده «کنگره معتمدین ملت» می‌باشد و هیچیک از اعضای این هیئت مدیره‌‌ها دارای حق امضای شخصی نیستند و به این طریق امضای طلایی، حنجره طلایی و کلید طلایی در اختیار هیچکسی نیست و تا هیئت مدیره یک فعالیتی موضوعی را تصویب نکند و به تایید کنگره نرسد هیچ فرمانی قابل اجرا نیست. البته این بدان معنا نیست که این سیستم با هیچ مشکلی مواجه نخواهد شد. اما در بین نظام‌های مردود که امتحان خود را پس داده و امتحان مجدد آن‌ها اشتباه و خطای نابخشودنی است، آزمایش یک ایده و یک مکتب سیاسی جدید عقلانی‌تر از امتحان ایده‌های شکست خورده است.

پاسخ به نکته چهارم- بند یک: اینکه چطور می‌شود همه افکار و عقاید را تجمیع کرد، باید گفت که معرفی مانیفست رنسانس ایران آزاد به توده‌های مردم ارائه شده و آن‌ها م‌یتوانند آزادانه راجع به آن فکر کنند و با منافع ملی خود مطابقت بدهند و در صورت مثبت بودن نتیجه آن، به جمع هواداران مانیفست بپیوندند و اینگونه به یک اجماع رسید و بعد با شرکت در انتخابات به این نوع سیستم حکومتی رای خواهند داد که در اینصورت شورای موقت گذار ناظر بر انتخابات موظف است که چارچوب‌های پیاده‌سازی چنین مشی سیاسی را فراهم نموده و بر این اساس انتخابات کنگره معتمدین ملت را تشکیل و شورای موقت گذار تعطیل و بعد از آن بقیه مراحل مانند تشکیل مجلس موسسان و انتخابات متخصصین خبره امورات مختلف برای هیئت مدیره اداره کشور انجام خواهد شد. همانگونه در این مقطع باید ملت نوع سیستم حکومتی را بطور کلی انتخاب کنند و نهاینکه شورای گذار نسخه‌ای را برای ملت از قبل پیچیده باشد و به‌طورعمده تحت فریب‌های مختلف (همانگونه که در سال 57 اتفاق افتاد مردم وعده‌های دروغین بانیان یک حکومت را خوردند و اکثریت رای‌شان مثبت بود) خودش قدرت را به دست بگیرد. اما در سیستم مانیفستی هیچکسی بانی حکومت نیست و مانیفست رنسانس، هیئت حاکمه‌ای از قبل ندارد که به کسی وعده و نوید بدهد. در واقع مانیفست رنسانس ایران آزاد فقط ایده این حرکت را مطرح می‌کند که مردم با مطالعه آن پی به سهم داشتن در ثروت ملی خود برده و از این ناآگاهی که ثروت ملی از آن شاه و وزیر و رهبر و… است، بیرون آمده و تصمیم بگیرند که سرنوشت خود را به دست بگیرند. پس از این مرحله که اکثریت توده های مردم به حقوق مسلم خود پی بردند در صدد پیاده کردن مفاد این مانیفست برآمده و معتمدین خود را که تعدادشان حداقل حدود 300 نفر می باشد شناسایی و انتخاب می‌کنند که این عده نیز در رای گیری از مردم، مُهر تایید نهایی را از طریق انتخابات می‌گیرند که همه این مراحل نیز توسط شورای گذار یا «کنگره موقت گذار» که از افرادی بیطرف تشکیل شده که خودشان حق شرکت در انتخابات به منظور انتخاب شدن را ندارند (که نتوانند جهت کنگره را به نفع خودشان عوض کنند)، برگزار و تعیین می‌شود. بنابراین افکار و عقاید با آگاه شدن از مانیفست به سمت منافع ملی جذب شده و در صورت تمایل به برخورداری از سهم ملی از ثروت و سرمایه های مملکتی وارد این حوزه شده و در انتخابات به نفع این ایده حرکت می‌کند و در صورت عدم تمایل هم طبیعتا نظام‌های مدیریتی دیگر به روی کار آمده و همان آش و همان کاسه!!!

 پاسخ به نکته چهارم- بند دو: اما کسانی که با ایده رنسانس مخالف باشند، لازم است که دلایل رد آنرا به وضوح بیان بکنند و توضیح بدهند که برای مثال چگونه خیانت به نسل‌های بعدی را در قبال یک حکومت مادام العمری توجیه می‌کنند و به گردن میگیرند و یا چگونه یک سیستم و نظام آزموده شده مردود را تضمین می‌کنند که این بار درست از کار در بیاید. اما در تفکر رنسانسی، طبق احتمالات، 50 در صد امکان دارد که درست عمل نماید. ولی در نظام‌های دیگر که آزمایش مردودی خود را پس داده‌اند که شانس چندانی وجود ندارد. به هر حال در اینجا هیچگونه اجبار و اکراهی نیست که کسی از توده‌های مردم به مانیفست رنسانس رو آورده و به آن رای بدهد.

لازم به ذکر است: اگر در مجموعه ما صحبت از این است که افراد در فعالیت‌های معرفی مانیفست حضور پیدا کنند (که دوست دیگری به حالت اعتراضی مطرح کرده که چرا؟) این است که عضو مجموعه تعریف دارد. به‌طور کلی کسانیکه با مکتب عرفان کیهانی حلقه در خلال چندین دهه گذشته آشنا شده‌اند، سه دسته می‌باشند که عبارتند از:

دسته اول) کاربران مکتب عرفان کیهانی حلقه:

 این عده افرادی هستند که دوره‌های مکتب عرفان کیهانی حلقه را گذرانیده و در زندگی خود از آن استفاده می‌کنند و قدردان بوده و اکثریت آن‌ها عاشقان در منزل هستند و از راه دور دعاگو بوده و سلام و تشکر خود را ابراز می کنند و کاری با چیزی ندارند و خود را درگیر هیچ موضوعی نمی‌کنند و فقط کاربر این مکتب هستند که طبیعتا هیچگونه انتظاری هم از این عده نمی‌رود. بنده نیز متقابلا قدردانشان هستم و همیشه دعاگو و برایشان همواره طلب خیر دارم.

دسته دوم) اعضای مجموعه عرفان کیهانی حلقه:

این عده کسانی هستند که قبول کرده‌اند که به واسطه خیری که از آموزه‌های این مکتب دیده‌اند، خدمت به این مکتب را پیشه خودشان بکنند که بنده به آن‌ها «اقلیت خدمتگزار» لقب دادم. این عده در حقیقت قبول کرده‌اند که بدون کم و کاست مفاد این مکتب را اجرایی نمایند و اگر جایی مشکل و سوالی دارند که فکر می‌کنند حل نشده، بپرسند و تا ایمانشان به خدمتی که قراره انجام بدهند کامل نشده، دست نگهداشته و کنار بایستند و مداخله نکنند و تنها زمانی وارد کار بشوند که ایمانشان نسبت به آموزه‌های این مکتب قابل اعتماد شده است. به عبارت دیگر عضو مجموعه تفکر اینتریونیورسالیزم و تفکر حقوق بشر مدرن و تفکر رنسانسی و… را پذیرفته است. امکان ندارد کسی فردی عرفانی باشد و با حکومت مادام العمری و با ظلم و ستم به مردم موافقت کند.

در این رابطه، فردی نیز سوال نموده که بنده قرار نبوده که در سیاست دخالت کنم. پس چرا الان مداخله سیاسی می‌کنم. باید گفت همچنین سوالی خیلی مضحک و خنده‌دار است که ما بخواهیم فردی در سیاست دخالت نداشته باشد. قطعا چنین فردی باید در گورستان خوابیده باشد. زیرا زندگی هیچکسی جدا از سیاست نمی‌تواند باشد. اما بنده لازم بوده که به‌عنوان بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه، مواضع سیاسی خودم را و اینکه در کدام جبهه قرار دارم را برای همه همراهان عزیزم آشکار می‌کردم که این کار را کردم و مواضع ضد ظلم و ستم خودم را و مخالفت با نظام سیاسی مادام‌العمر که حداقل خیانت آن نسبت به نسل‌های آینده که آن‌ها را از حقوق سیاسی خود محروم می‌کند را اعلام میکردم که قطعا این کار می‌بایستی انجام می‌شد و این در حالی بوده که مطمئن بودم برخی افراد که معنی ظلم و ستم را نمی‌فهمند و یا منافع آن‌ها اجازه نمی‌دهد که بفهمند از ما جدا خواهند شد و به غیر از این حتی دشمنان خونی هم می‌شوند. اما این اصلا برای من اهمیتی نداشته و نخواهد داشت. زیرا من برای جبهه حق کار می‌کنم نه برای فرصت طلب‌ها و منفعت طلب‌هایی که به دنبال منفعت و لقمه نانی هستند که معبود سیاسی آنها جلویشان بیندازند. بارها بنده اعلام کردم که این مجموعه به دنبال سیاهی لشکر نیست و یک مرد جنگی بهتر از صد نفر سیاهی لشکر. یک نفر که به ظلم ستیزی اعتقاد و ایمان داشته باشد، بهتر از صدها جویای لقمه نان اثر بخش خواهد بود. بنابراین، اگر بنده انتظار داشته باشم که اعضای مجموعه در فعالیت‌های مربوط به مانیفست در سازمان صلح و طاهری موومنت شرکت داشته باشند، بواسطه قبول عضویت و قبول خدمتگزاری آنهاست و طبیعتا بنده از هیچ کاربری، همچین انتظاری را ندارم. طبیعتا اگر کسی یا کسانی در قالب فرد یا گروه نام خدمتگزار را بر روی خودشان گذاشته‌اند و از پتانسیل این مجموعه استفاده میکنند و پشت تریبون‌ها حاضر شده و اظهار نظر میکنند در این فعالیت‌ها شرکت نکنند، تخلف و عدم وفای به عهد تلقی خواهد شد (اهل کوفه) که گفتن ما هستیم اما موقع کارزار هرکسی به کاری متفرقه و تقریبا بی ارزش مشغول بوده و برای افراد تازه وارد الگوی بسیار بدی محسوب می‌شوند و اشخاص دیگری نیز باید جور آن‌ها را بکشند. در حالیکه این افراد برای خدمتگزاری مجبور نشده‌اند و کسی از آنها دعوتی به عمل نیاوره و فقط این خودشان بوده‌اند که داوطلب شده‌اند. بنده بارها در اطلاعیه‌های قبلی اعلام کردم که بنده از کسی انتظار ندارم که از مواضع سیاسی من تبعیت کند. اما نه گروهی که به نام خدمتگزار اعلام آمادگی کرده‌اند. این موضوع دچار تناقض و تضاد میشود که کسی معتقد به عرفان حلقه باشد، اما حکومت مادام‌العمری را تبلیغ کند. آن هم با استفاده از پتانسیل این مجموعه که به اعتقاد من این خیانت آشکاری به این مکتب می‌باشد و چنین اشخاصی حداقل باید آزاده باشند و از این تریبون استفاده نکنند. زیرا دیگران آن‌ها را به‌عنوان طرفدار مکتب عرفان کیهانی حلقه قلمداد می‌کنند و با توجه به این اعتبار فکر می‌کنند که موضوع درستی را از دهان این عده می‌شنوند. بنابراین هرکسی را که مشاهده فرمودید از تریبون مکتب عرفان کیهانی حلقه حرف‌ها و توضیحات متفرقه‌ای را در باب سیاست و… مطرح می‌کند که مغایر با اصول ظلم‌ستیزی است و حمایت از ستمگران و غارتگران می‌باشد، بدانند که این سوءاستفاده از این تریبون هست. اما ممکن است گفته شود ممکن است که فرد خدمتگزار نقد و سوال داشته باشد. در اینصورت باید بگویم که نقد و بررسی لازم است مکتوب شده و به بنده تحویل داده بشود که پاسخ بدهم و نه اینکه به بهانه نقد و بررسی، افراد هرچه را که دلشان خواست در این تریبون به بهانه‌ای مختلف مطرح نموده و حرف‌های خودشان را بزنند.

دسته سوم) حلقه سوارها، منفعت طلب‌ها و…:

این عده کسانی هستند که مطالب عرفان حلقه را به سرقت بره و نقض مالکیت معنوی نموده و از این نمد برای خود کلاهی ساخته و به نوعی با التقاط با سایر مطالب روانشناسی، موفقیت، پزشکی (برای مثال درمان نرم افزاری، ذهن درمانی و…) و یا ده ها مورد دیگر به کار متخلفانه خود ادامه می‌دهند و لقمه نانی از این طریق به دست می‌آورند که با توجه به دروغ و کلک و خُلف وعده و سوگندی که برای استفاده از این آموزه‌ها یاد کرده اند، این لقمه نانی را که قطعا حرام بوده به سر سفره های خود می برند که البته سرانجام گریبانشان را هم میگیرد. اما گذشته از این موضوع بنده هم سعی کرده‌ام تا کنون با معرفی و اخراج تعدادی از آن‌ها نسبت به تقلبشان افراد مجموعه را آگاه کنیم که فریب آن‌ها را نخورند و این عده نتوانند از تریبون این مجموعه در جهت کسب اعتبار استفاده کنند. که البته این روند متقلبانه توسط افراد سوءاستفاده‌گر کماکان ادامه دارد.

پاسخ به نکته چهار- بند سه: برگزاری انتخابات زیر نظر محافل بین‌المللی به هیچ‌وجه موضوعی قابل اتکا نیست و ما عملا چنین محافلی را نداریم. زیرا، سازمان ملل متحد اجازه چنین کار و مداخله در امور سیاسی کشورها را ندارد. اما این موضوع به دلیل اینکه از جانب گروه‌های مختلف سیاسی عنوان شده در اینجا مطرح می‌شود که هم مورد اشکال واقع نشود که ما این را نگفتیم پس حتما تقلب خواهد شد و هم اینکه شاید واقعا بتوان محافل بی‌طرفی را در بین نهادهای حقوق بشری پیدا کرد که مسلما آن‌ها هم قبول نمی‌کنند، چون قطعا مورد تهدید و حمله گروه‌هایی که در انتخابات رای نیاورند، قرار می‌گیرند و این محافل را متهم به تقلب و… خواهند نمود. بنابراین، مطمئن‌ترین راه، همان نظارت معتمدین ملت و «کنگره موقت بیطرف گذار» هست (حداقل 50 نفر بی‌طرف که خودشان کاندید احراز هیچ مقامی نیستند و در انتخابات نفعی ندارند). اما با این حال پیدا شدن چنین محافلی و قبول شرکتشان در انتخابات هم در اینجا منتفی دانسته نشده و این احتمال هم در اطلاعیه منظور شده، در حالیکه کمی بعید به نظر می‌رسد.

پاسخ به نکته چهار- بند سه: این موضوع باید روش شود که منظور طراح سوالات از اینکه اگر افکار و عقاید من رد شد، چیست و از جانب کجا چنین اتفاقی بیفتد؟ اگر منظورشان این است که در انتخابات از طرف توده‌های مردم رای نیاورد که طرح نظام رنسانسی به منزله این نیست که در این مرحله قطعا رای آورده و انتخاب می‌شود. زیرا هنوز عده کمی با نظام رنسانسی آشنا هستند. عدم رای آوردن به معنای رد شدن که تصور می‌کنم منظور ایشان مردود شدن هست، نیست. بلکه فقط نشان از این هست که توده‌های مردم آشنا نشده و دوباره به سراغ آزموده‌های سیاسی قبلی رفتن و بعد از شکست آتی که بالطبع برایشان رخ خواهد داد، بار دیگر در انتخابات چهار سال بعد به سراغ تفکر رنسانسی خواهند آمد. البته اگر به دام یک نظام حکومتی مدام‌العمر دیگری نیفتاده و بلعیده نشده باشند. آنچه مسلم است تا کنون کسی نتوانسته منطقی در رد نظام فکری سیاسی مانیفست رنسانس ایران آزاد ارائه کند و فقط سوالاتی که بیشتر مربوط به اجرا بوده و مواردی بدیهی نیز می‌باشند را فقط مطرح نموده‌اند که انگار این موارد در سیستم‌های سیاسی دیگر حل شده و سایرین بدون اشکال به جلو می‌روند و اصلا مشکلی نیست و این مانیفست رنسانس است که با مشکلات مواجه خواهد شد!!! بنابراین، اگر نظام مانیفستی برای انتخابات دور چهار سال اول رای نیاورد، برای انتخابات چهار سال دوم تلاش خواهد کرد که بیشتر خود را به توده‌های مردم معرفی کند و به همین ترتیب چهار سال سوم و… که البته فکر نمی‌کنم کار به آنجاها بکشد. زیرا مردم با امتحان فقط یک نظام سیاسی دیگر پی به حقانیت مانیفست رنسانس ایران برده و به سراغ آن خواهند آمد. این موضوع از نظرها مخفی نیست که تا همین حد هم کلیه گروه‌های سیاسی مدعی حکومت آینده ایران تاثیرات بسیار زیادی از مانیفست رنسانس ایران آزاد گرفته‌اند و صحبت‌های همه این گروه‌ها در قبل از ارائه مانیفست یک چیز بوده که موجود است و در حال حاضر حرف‌های دیگریست که مشخصا به اصول مانیفست کاملا نزدیک شده‌اند. این کار به سادگی قابل اثبات است و اگر لازم شد ارابه می‌شود که چه تاثیرات مستقیم و غیر مستقیمی در تفکرات و ارائه اساسنامه‌های گروه‌های مختلف گذاشته شده و چقدر تقلیدهای ناشیانه و یا هوشمندانه بی‌سر و صدا از این تفکر به عمل آمده که در جای خود حتما مورد بررسی قرار خواهد گرفت (البته به دلیل طرح این سوالات).

پاسخ به نکته پنج:

اولا): بیشترین عامل جرائم به واسطه نظام‌های فاسدی است که با سرقت ثروت ملی، مردم را از برخورداری از تحصیلات رایگان و شقل و تامین اجتماعی و … محروم می‌کنند و درصد قابل توجهی از افزایش جرایم را به این دلیل رقم می‌زنند و سپس با ساخت زندان‌ها بخشی از ثروت ملی را خرج این قبیل امور می‌کنند. در حالیکه با رسیدگی های پیش گفته این میزان از جرایم به حداقل رسیده و در صرف چنین هزینه‌ای صرفه جویی می‌شود و بعد هم برای باقیمانده بزه کاران به تقصیر که به هیچ عنوان بر فرض نخواهند که زندگی سالمی را در پیش بگیرند زندان‌هایی را میشود در نظر گرفت که زندان‌های تولیدی هستند و فرد برای اداره امور زندگی خود در این زندان‌های تولیدی اقدام به تولید محصولی به فردیت و یا در جمع میکند که برای او منبع درآمد قابل توجهی خواهد بود. همچنین، تعداد زیادی از زباله گردها، بی خانمان‌ها و غیره بر اساس اقتصاد ناسالم و بی عدالتی‌های اجتماعی در توزیع ثروت به چنین فلاکتی افتاده‌اند که می‌شود چنین موضوعاتی را جلوگیری از سرقت‌ها و اختلاس‌ها به حداقل ممکن رساند.

دوماً): اگر منظور این است که مطلقا چنین مواردی مشاهده نشود که این غیرممکن است و چنین ادعایی نشده، منتهی این فلاکت از نظام‌های حکومتی دیگر قطعا کمتر خواهد بود، زیرا نظام‌های سیاسی دیگر در کل دنیا امتحان خود را پس داده‌اند و دیگر نیازی به امتحان مجدد و تجربه جدیدی نیست و ازهمین الان تکلیف کار آن‌ها مشخص و قابل پیش‌بینی است، بازهم دزدی، بازهم فقر و فلاکت و حیف و میل ثروت ملی و تشریفات و تجملات و…

در ضمن، قوه قضاییه زیر نظر «کنگره معتمدین ملت» انجام وظیفه خواهد نمود. همچنین، با توجه به اینکه هیچ حکومتی هرگز بدون زندان نخواهد بود و همواره مجرمینی وجود خواهند شد، بازهم یادآور می‌شود که بسیاری از جرائمی که به واسطه اقتصاد ناسالم و رانت‌خواری و فقر فرهنگی اتفاق می‌افتند، در صورتیکه بتوان جلوی غارت ثروت ملی را گرفت و آن را صرف ارتقا و رشد فرهگی و تحصیل و تامین اجتماعی جامعه نمود، آمار جرائم تنزل پیدا می‌کند. برای نمونه کشورهای اسکاندیناوی که بواسطه مدیریت درست مملکتی، آمار جرائم آن‌ها نیز بسیار کم و اندک است، ضمن اینکه ثروت ملت ایران را هم ندارند (که البته همین موضوع هم باعث خوشبختی آنهاست و اگر ثروت ما را داشتند روال به همین طریق بود و بازهم سرقت بیت‌المال و…).

همچنین بر طبق قانون، رسانه‌ها از آزادی ویژه برخوردارند که اجازه داشته باشند طبق اصول اقدام به نقد و بررسی‌های سازنده نموده و با ارائه دلایل و مدارک در امور بهبود و ارتقای وضعیت اداره مدیریتی کشور مشارکت کنند. همچنین در بالا بردن مشارکت ملی در امر به دست داشتن سکان سرنوشت ملت، حضور فعال داشته باشند. اما با توجه به اینکه نقد و بررسی تعریف دارد که حتما محتاج عدم توهین و تهمت و افترا و… بوده و امری تخصصی و کارشناسانه می‌باشد، لازم است که منتقدین متخصص با ارائه دلایل و مدارک تخصصی، هییت متخصصین اداره امور مملکتی را یاری برسانند و آن‌ها را متوجه کم و کاستی‌های مملکت نموده و مشارکت سازنده داشته باشند. اما مخالفین لازم است برای خود تشکیل حزب داده و با ارائه دلایل و مدارک علت مخالفت خود را به محضر ملت ارائه کنند که به چه دلیلی مخالف نظام مدیریتی رنسانسی هستند و شعبه‌ای از کنگره معتمدین ملت لازم است که به این دلایل و مدارک رسیدگی و نتایج را بصورت علنی منتشر نماید و در صورتیکه انتقادات و ایرادات وارده موجه باشند، آن را به هییت مدیره جهت منظور کردن در برنامه‌های آتی و اصلاح امور ارائه و متعاقبا گزارش آن را دریافت کند. از آنجا که ممکن است طرفداران حکومت های مادام العمری و… در جهت بدست آوردن منافع مالی و به دست آموردن موقعیت مجدد برای سرقت بیت المال چوب لای چرخ نظام مانیفستی بگذارند که امری طبیعی است، از طرف کنگره معتمدین به حزب مطبوع آنها تذکر داده خواهد شد و مراتب بصورت علنی به اطلاع مردم رسانیده میشود. این بخشی است که در هیچ نظام سیاسی دیگر منظور نشده و با مخالفین برخورد قهرآمیز میشود. اما در اینمورد کنگره معتمدین بک بخش متخصص را برای بررسی دلایل مخالفت گروه‌ها را در اختیار قرار می‌دهد و از طرف کنگره پاسخگویی‌های لازم علنی ارائه می‌شود. این فرصتی است که حداقل از طرف سایر نظام‌های سیاسی مسبوق به سابقه نیست.

 در خصوص اینکه زندان هم داریم یا خیر، بهتر است که متقابلا به این سوال پاسخ بدهند که آیا اگر مانیفست رنسانس ایران پیاده نشود، آیا نظام حکومتی آینده مورد نظر سوال کننده و یا سوال کنندگان، زندان نخواهد داشت؟ به عقیده من وضعیت نظام مدیریتی رنسانسی از نظر اینکه جلوی سرقت ثروت ملی گرفته می‌شود، در مقایسه با سایر شیوه‌های مدیریتی اداره مملکت، زندانیان کمتری خواهد داشت، زیرا حتی حداقل مخالفت مخالفین از نظر غارت بیت‌المال مهار شده و وجود نخواهد داشت. در ضمن، با توجه به اینکه هر چهار سال یک بار برای تعیین نظام سیاسی مملکت انتخابات برگزار خواهد شد. در صورتیکه این مدل از مدیریت کلان مملکت نتواند کارآمد باشد، دوره بعدی نظام‌های دیگر امکان امتحان پس دادن را دارند و جای نگرانی نیست.

پاسخ به سخن پایانی: متاسفانه در این بخش نیز سوال کننده بازهم اقدام به القای این موضوع میکند که صحبت‌های خمینی از مانیفست رنسانس بهتر بوده چون حداقل قرار نبود او خودش حکومت کند یعنی اینگونه القا می‌کند که در مانیفست رنسانس ایران آزاد قرار است که من حکومت کنم. که بازهم در بخش‌های قبلی توضیح دادم که علت ارائه مانیفست رنسانس ایران اصولا همین حقه بازی‌ها بوده و قرار نیست که من و یا هر کسی دیگری به حکومت برسیم و مانیفست رسما حکومت فردی را مردود اعلام نموده و ملت سالاری را اصل قرار داده (که از اینجا نیز بازهم بنده به غرض ورزی مطرح کننده سوالات و هدفمند بودن طرح سوالاتشان مطمئن می‌شوم).

در ضمن، بنده قرار نیست نیرویی جذب کنم چون من که نمی‌خواهم حکومت کنم، بلکه بنده فقط ارائه فکر رنسانس را به عهده دارم و این توده‌های مردم هستند که با رسیدن به آگاهی‌های سیاسی لازم، تصمیم به حفظ سرمایه‌های ملی خودشان می‌گیرند و معتمدین و متخصصین خبره اداره کشور را پیدا می‌کنند و به آن‌ها رای می‌دهند. از این رو، بنده به اعتماد هیچکس در این مورد نیازی ندارم، چون به اخذ آرایی هم نیازمند نیستم. بنده یک دکترین فکری به نام مانیفست رنسانس ایران آزاد ارائه کردم که هیچکسی نمی‌تواند آنرا رد کند و فقط می‌تواند آن را مخدوش نشان داده و یا مانند این سوال کننده القا کند که من می‌خواهم به حکومت برسم و همه اینها برای حکومت من است و از این دسته … که آن نیز قطعا همگان پی به منظور خواهند برد.

با طلب خیر

بنیانگذار مکتب «عرفان کیهانی حلقه» و بنیانگذار «سازمان صلح طاهری»: محمد علی طاهری
تورنتو: 25/ژولای/2025 میلادی مصادف با 04/مرداد/1404 خورشیدی