
به نام خدا
با سلام و نثار دعای خیر
یکی از دوستان سوالاتی را از جانب افرادی برای اینجانب ارسال نموده که هر چند پاسخ این سوالات بطور عمده ارائه شده، اما بازهم جهت تاکید بیشتر، این سوالات و اظهارنظرها عینا (بدون ادیت) در اینجا کپی نموده و پاسخ میدهم:
درود و ارادت خدمت استاد عزیز
جدیدا انیمیشن رنسانس ایران آزاد پخش شده است گذشته از درست و یا غلط بودن مواضع سیاسی این انیمیشن آیا میخواهید عرفان حلقه را در ورطه موضع گیریهای سیاسی قرار دهید؟ با توجه به اینکه همه بچههای مجموعه عر فان حلقه را به عنوان یک مکتب خدا محور خدا محور قبول دارند و شما را بهعنوان یک رهبر معنوی در این مجموعه با جان و دل پذیرفتهاند، ولی همین طرفداران مجموعه، دارای دیدگاهای متفاوتی از نظر سیاسی هستند (مثلا بعضیها طرفداران جمهوری اسلامی و یا طرفداران اصلاحات و یا پادشاهیخواه و یا مشروطهطلب و یا جمهوریخواه و غیره… هستند)
در اینجا این سوال مطرح میشود که ایا ضرورت دارد که در این برهه به خاطر دیدگاههای سیاسی بچهها ی مجموعه از وحدت رویه خود خارج شده و دچار انشقاق شوند؟ عرفان حلقه آیا از نظر شما درگیر این مسائل سیاسی لازم است بشود؟ و اگر این روند ادامه پیدا کند آیا به مجموعه عر فان حلقه آسیب نمیزند ؟ آیا بچههای مجموعه مقابل دیدگاههای سیاسی یکدیگر قرار نمیگیرند ؟ وحتی طرفداران مجموعه را به کثرت نمیکشد؟ چون این نوع موضع گیریها اختلاف نظر در مجموعه را هر روز بیشتر خواهد کرد . انشاالله قبل از اختلافات بیشتر مثل همیشه با درایت و راهنمایهایتان مجموعه را بسوی وحدت و هم دلی بیشتر پیش ببرید.
سپاس از حوصله وتوجه شما… باطلب خیر…. 🙏🙏
پاسخ به دوست عزیز مطرح کننده مطالب و سوالات فوق:
اولاً): در این برهه حساس از تاریخ سیاسی ایران و جهان که نیاز به تاثیر گذاریهای متعالی از جانب افراد و گروههای مدعی رشد انسان می رود، چگونه میتوان چنین میدانی را به بهانه اینکه مکتبی «خدا محور، خدا محور» میباشد را رها نموده و مردم را در بی کسی خود رها کرد؟ کجای چنین مشارکتی با «خدامحوری، خدامحوری» متضاد بوده است؟ کجای ظلمستیزی با موحد بودن مغایر بوده و همخوانی نداشته است؟ همه موحدین طول تاریخ اولین درسی را که از خود به جا گذاشتهاند، مبارزه با ظلم و ستم بوده و ظلم و ستم و مظاهر و عوامل آن را به عنوان سمبلهای شرک معرفی کردهاند و هرگز با این عوامل نیز کنار نیامدهاند و افتخار زندگی آنها نیز در چنین مبارزهای بوده و همگی جان خود را هم آگاهانه در این راه از دست دادهاند. چگونه و از کی مصلحت اندیشی و کنار آمدن با طرفداران حکومتهای ظلم و جور مادام العمری، تک حزبی که حقوق آیندگان را تضییع کردهاند، در زمره یک مکتب «خدامحور خدامحور» قرارگرفته است؟ «پس به هر دستی نباید داد دست». امروز چگونه من که پی به بطلان همه نظامهای سیاسی غارتگر بردهام، میتوانم با هواداران آنها دست بدهم و به خاطر اینکه هواداران عرفان حلقه کم نشود، با آنها بر سر یک سفره بنشینم. زمانی که بنده در دهه هشتاد آیینه عاشورا را منتشر کردم، در حقیقت موضوع ظلمستیزی خودم را اعلام کردم و در آن زمان کسی از شاگردان مکتب «عرفان کیهانی حلقه» مخالف آیینه عاشورا نبود به جزء عوامل نظام که بالاخره ضربه خودشان را هم وارد کردند. زمانی که من در دهه هفتاد تفکر اینتریونیورسالیزم را مطرح کردم و از برده داری مدرن گفتم و در دهه هشتاد در کتاب انسان از منظری دیگر از آن یاد کردم، در حقیقت مقدمه یک دفاع جانانه از انسان را برای امروز چیدم که با تعالیمی که افراد در مکتب عرفان کیهانی حلقه میگیرند، بتوانند با تفکر «اینتریونیورسالیزم» به دفاع از هویت انسانی در دنیا به پا خیزند و در مقابل برده داری مدرن بایستند و… اما طبیعتاً برخی افراد عرفان را صرفا برای راهاندازی کارهای شخصی خود و رفع مشکلات و بیماریهایشان میخواهند و اینکه به نوعی از پتانسیل این مجموعه استفاده کنند که بتوانند در لوای آن عقاید سیاسی شخصی خود را تبلیغ کنند و یا با حلقه سواری به منافع زندگی خود برسند و… اما قطعا بر طبق تجارب تاریخی همه این افراد زیان سختی خواهند کرد و یا حداقل به جایی نخواهند رسید. زیرا، بار کج به مقصد نمیرسد و…
امروز این صحبت که با پافشاری من بر «مانیفست رنسانس ایران آزاد» بسیاری از هواداران مکتب عرفان کیهانی از این مکتب بیرون خواهند رفت و تعداد هواداران آن کم خواهد شد (در حالیکه تقلید بی سر و صدا از مانیفست رنسانس ایران در محفلهای سیاسی مختلف مدتهاست که رواج دارد)، باید بگویم امروز روز آزمایش کسانیست که در این مکتب آموزش دیدهاند که همان آیینه عاشورا است که در آیینه تمام قد آن به خودمان نگاه بکنیم که آیا واقعاً به خاطر انسان و انسانیت و ملت و شرف و… طرفدار حکومتهای مادامالعمری هستیم و یا منفعتی که برای ما در نظر گرفته شده و یا خودمان برای خودمان به آن میاندیشیم و یا… چگونه ممکن است کسی ذرهای با عرفان توحیدی «خدا محور خدا محور» آشنا شده باشد و بازهم بخواهد به نسل آینده ظلم نموده و یک نظام حکومتی مادامالعمر را برای آنها در نظر بگیرد که مانند خود ما عمری را بسوزند و نتوانند خودشان را نجات بدهند؟ چنین کسی نه تنها از عرفان حلقه درکی به دست نیاورده بلکه اصلا بویی از ظلمستیزی و تعریف ظلم نمیداند و… به هر حال من شخصا هرگز دستی به چنین دستهایی نخواهم داد. حتی اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپم بگذارند. تاریخ حقانیت تفکر رنسانسی را نیز به اثبات میرساند. همانطوریکه هم اکنون همه گروههای سیاسی و افراد سیاسی کلام خود را به سوی این تفکر بر گردانیده و در روز روشن، همین مانیفست رنسانس ایران آزاد را به نفع خود مصادره کردهاند که برای عوام فریبی از آن استفاده کنند اما در عمل بازهم قدرت را به دست خود بگیرند و نه اینکه به دنبال ملت سالاری باشند.
دوماٌ): افرادی که کاربر مکتب عرفان کیهانی حلقه هستند که اصولا ما با آنها کاری نداریم و آنها هم با ما کاری ندارند و عاشقان در منزل هستند و هیچ انتظاری از آنها نداشته و نداریم و اصلا طرف صحبت ما نیستند. از اینرو، باید توجه داشت اطلاعیههایی را که بنده صادر میکنم، خطاب به این عده نیست و صرفا خطاب به «اقلیت خدمتگزاران» است که عضو مجموعه محسوب میشوند و پیمان خدمت بسته و به این واسطه در پشت تریبونهای این مکتب قرار گرفتهاند تا موضوعات این مکتب و ظلمستیزی آن را پیش ببرند. بنابراین، اگر این کار را نکنند کاهلی کرده و قصور ورزیده و در شرایطی نیز به نوعی تخلف نمودهاند (جایی که کم کاری آنها بواسطه شناخته بودنشان، الگوی بدی برای دیگران میشود). در نتیجه عده زیادی اصلا عضو مجموعه محسوب نمیشوند هرچند که این عده خود را به عنوان عضو مجموعه و در بعضی مواقع همه کاره این مجموعه معرفی میکنند. ولی بنده آثاری از این خدمتگزاری را در آنها نمیبینم و از نظر بنده به هیچ عنوان عضو مجموعه نیستند و رزومه خدمتی موثر و آنچنانی ندارند (برای مثال، همین فردی که سوالات قبلی را مطرح نموده را اگر مورد بررسی قرار بدهیم، بعید میدانم که اصلا عضو مجموعه باشد). اما اگر واقعا کسانی در زمره خدمتگزاران هستند ولی عقاید سیاسی موافق حکومتهای مادامالعمری دارند، مشخص است که مفهوم ظلم را متوجه نشده و لازم است از این پس در زمره کاربران عرفان حقه درآمده و در حاشیه قرار گرفته و اقدام به مرور آموزهها و گرفتن ارتباط ها نموده تا سرانجام به درک موضوع برسد و هیچ عجلهای هم نیست و یا کاملا به دور از مکتب عرفان حلقه به فعالیت برای مشی سیاسی مورد نظر خود بکنند. در حال حاضر لازم است این دسته افراد از زمره خدمتگزاران و اعضای مجموعه بیرون آمده و این تریبون را رها کرده و از پتانسیل این مجموعه که اهداف ویژه خود را دارد، استفاده نکند. چون جمع تفکر نظام رنسانسی با تفکر مثلا نظامهای مادامالعمری محال است و هیچ راه آشتی برای آن وجود ندارد. آنچه که مسلم است همه ما متفقا نمیتوانیم از این تریبون استفاده کنیم و مخاطبین ما از یک زبان و بلندگوی ما تفکر رنسانسی را بشنوند و از دهان دیگر و بلندگوی دیگر ما، به نام نماینده عرفان کیهانی حلقه، صحبت و تبلیغ نظامهای مادامالعمری را بشنود. بلندگو و تریبون مکتب عرفان کیهانی حلقه فقط در اختیار ظلمستیزی و مظاهر آن طبق مشی مسالمتآمیز رنسانسی می باشد و راه معرفت و کمال و عرفان از مبارزه با ظلم نیز میگذرد، نه با آشتی و کنار آمدن با آن. در این رابطه کم شدن تعداد خدمتگزاران هیچ لطمه ای به ما وارد نمیکند، چون سیاهی لشکرها به جز استفاده از تریبون مکتب عرفان کیهانی حلقه در جهت خدمت به خود، هیچگونه خدمتی را از طرف آنها شاهد نیستیم و فقط تریبونها را اشغال نمودهاند. پس هرکس که تریبون عرفان حلقه را در اختیار دارد و در دفاع از حق و حقیقت مطابق این آموزهها گامی بر نمیدارد، در وحله اول کاهلی نموده و در مرحله بعدی مرتکب تخلف میشود. زیرا، الگوی دیگران قرار گرفته و مانع فعالیت آنها در جهت ظلمستیزی شده است. پس لازم است که این افراد تریبونها را به اشخاص با ایمان و با اعتقادی بسپارند تا خود را مدیون این مجموعه (اعضای خدمتگزار) و آیندگان نکنند.
سوماً): در صورتیکه ضرورت نباشد که پیشگامانی مانند ما در این برهه حساس مملکتی و جهانی، به خاطر اینکه انشقاق پیش میاد وارد این فعالیتها نشویم، پس چه کسانی باید این کار را بکنند؟ با توجه به اینکه جریانهای باطل برای غارت ثروت ملی و برای پیاده کردن برده داری سیاسی و برده داری مدرن و… در حال فعالیت شبانه روزی هستند. بعد ما به خاطر اینکه ممکن است انشقاق پیش بیاید، دست روی دست بگذاریم تا جلوی چشمان ما بیایند و غارت کنند و ببرند و نسلهای آینده بازهم مانند ما عمرشان به باد فنا برود و درگیر این نظامهای مادامالعمری بشوند؟ آیا این بهانه برای چنین بی عملی و برای چنین خانه نشینی موجه است؟ حقیقتا وجدان شما پاسخگوی نسلهای آتی خواهد بود؟
از دیدگاه من حتی اگر فقط خود من در این مجموعه باقی بمانم، تا آخرین نفس در راه مبارزه با این ظلم و ستم مبارزه خواهم کرد. اینجا همان واقعه کربلاست و من چشمان خودم را می بندم که هر کسی میخواهد برود و هیچ گلهای از کسی نخواهد بود و هرکسی میتواند بر اساس منافع خود عمل کند. اما توجیه کار خود را در رابطه با مکتب عرفان کیهانی حلقه پیوند نزند. مکتب عرفان کیهانی حلقه به عنوان رحمتی از خداوند جاویدان است و مورد استفاده همه. حتی معاندین هم در خفا از این مکتب استفاده میکنند و به همچنین تفکر رنسانسی نیز تا ابد نشانی از توجه به انسان و ملت باقی خواهد ماند و آیندگان این را شهادت خواهند داد. بنده در این میدان هستم و فقط به انسانهای با ایمان نیاز دارم و البته که دیگرانی که چنین مشی ظلمستیزی را نمیپسندند، میتوانند این تریبون را رها کرده و به کناری رفته و بنشینند و تماشا کنند.
چهارماً): با توجه به اینکه افرادی که مشیهای سیاسی دیگری را دارند، میتوانند در زمره کاربران عرفان کیهانی حلقه در آمده و به خلوت خود بروند در نتیجه این عئه مسلما از تریبونها و پتانسیل عرفان حلقه استفاده نخواهند کرد. ما نیز چون با کسی جنگ و نزاعی نداریم و همگی ما خدمتگزاران و معرف شعور الهی و مشی مسالمتآمیز مبارزه با ظلم و ستم هستیم، بنابراین، قاعدتا نباید مشکلی پیش بیاید و تا کسی مزاحم نشده و به زور نخواهد این تریبون را به دست بگیرد، تصور هیچگونه برخوردی نیز نمیرود. اما اگر کسی مزاحم شود و بخواهد به زور وارد تریبون ما شده و از پتانسیل این مجموعه استفاده و ایجاد درگیری کند که در اینصورت توکل به خدا، بالاخره همیشه در طول تاریخ این داستانها تکرار شده و بازهم تکرار میشود و از آن راه و گریزی نیست.
در خاتمه): متاسفانه زمان بسیار حساس است و امکان هیچگونه سهلانگاری و مسامحه و مصلحتاندیشی و تعارف نیست و کلیه حرکتهای مکتب عرفان کیهانی حلقه تعریف شده و راه آن کاملا روشن و شفاف بوده و به جز خیر و صلاح ملت به دنبال هیچ چیز دیگری نیست. بنابراین، با توجه به مشی مسالمتآمیز سیاسی این مکتب هر عزیزی که میتواند همراه باشد، به عنوان عضو مجموعه در خدمتش خواهیم بود و هرکسی که نمیتواند با مشی سیاسی ظلمستیزی همراه باشد به عنوان کاربر مکتب عرفان کیهانی به نوع دیگری در خدمتش خواهیم بود تا آنها با خیال راحت در گوشهای بنشینند و تماشاچی باشند و با در زمینهای متعلق به خودشان بازی کنند. بازی در این زمین تعاریف خود را پیدا کرده که از آن راه گریزی نیست. با طلب خیر
بنیانگذار مکتب «عرفان کیهانی حلقه» و بنیانگذار «سازمان صلح طاهری»: محمد علی طاهری
تورنتو: 26/ژولای/2025 میلادی مصادف با 04/مرداد/1404 خورشیدی



