به نام خدا

با ادای احترام به پیشگاه ملت ستمدیده ایران

بدین‌وسیله ضمن عرض تسلیت مجدد به پیشگاه ملت رنج‌دیده و ستم‌کشیده ایران و ارج نهادن به جنبش و خیزش این ملت آزادی‌خواه و عدالت‌طلب که در دفاع از حقوق مسلم خود و مبارزه با ظلم و ستم هیئت حاکمه حکومت مادام‌العمری حکومت اسلامی (با ظاهر جمهوری اسلامی)، همچنین ابراز همدردی با خانواده‌های داغ‌دیده که متحمل این ضایعه تأسف‌برانگیز شده‌اند، باز هم اعلام می‌نماید که ما همچون گذشته در کنار ملت ستمدیده ایران و هم‌وطنان عزیزم قرار داریم و به هر نحو ممکن از این جنبش بزرگ حمایت و دفاع می‌کنیم. تا آنجا که ملت بتواند حاکم بر سرنوشت خود شده و بتواند برای همیشه از شر حکومت‌های مادام‌العمری نجات پیدا کرده و از طریق انتخابات هر چهار سال یک‌بار سرنوشت سیاسی خود را به‌طور مدام تعیین و حقوق سیاسی خود و نسل‌های آینده را حفظ نموده و از ثروت ملی صیانت کند.

در ضمن برخی از کسانی‌که با بردگی سیاسی و حکومت‌های مادام‌العمری به دلایلی موافقند و برای به دست آوردن موقعیتی حاضرند تن به بردگی سیاسی بدهند، چنین ابراز می‌کنند که دیگران باید با آن‌ها متحد شوند و گرنه چپی هستند و خائن به وطن و این عده را مستحق مرگ می‌دانند و اقدام به انجام کارهای خشن و حمله به سایر افراد و گروه‌ها شده که به شکلی غیرمنطقی و زورگویانه در جریان است که به‌شدت اتحاد ملی را به خطر انداخته است. چنین منطقی که اگر با ما نباشید اتحاد ملی به هم می‌خورد و حمله به کسانی‌که چنین منطقی را نمی‌توانند قبول داشته باشند و می‌خواهند با ایده و عقیده خود در مبارزه شرکت داشته باشند و انحصاری و مصادره کردن این جنبش مردم و نسبت دادن آن به یک جریان خاص آن هم تحت پوشش تلویزیون‌های اختصاصی و… این مجوز را به سرکوبگران نظام داده تا به‌راحتی و با خیال راحت به مردم شلیک کنند و هزاران نفر را به این بهانه که این‌ها عوامل اسرائیل هستند به خاک و خون بکشند و مراجع تقلید نیز برای نجات اسلام از دست عوامل اسرائیلی مهر تأیید بر این اقدام وحشیانه بزنند. در حالی‌که ملت ایران صرفاً در مطالبه حقوق مسلم خود به خیابان‌ها آمده‌اند و حتی چند روز قبل از فراخوان از شبکه‌های اختصاصی، مطالبه‌گری خود را آغاز کرده بودند و پس از آن با شگردهایی این مطالبه‌گری به نفع شعارهای انحصارطلبانه مصادره شد که در نتیجه باعث هدر رفتن خون هزاران نفر گردید. ضمن این‌که شکستی دیگر را نیز به این ملت تحمیل نمود.

لازم به ذکر است: مادامی که نام اسرائیل و آمریکا بر روی این جنبش باشد همواره مجوز سرکوب وحشیانه آن از طرف نظام وجود دارد و توجیه کامل آن بدون آن‌که نیروهای سرکوبگر و مراجع تقلید و روحانیت به مردم بپیوندند (در سال ۵۷ اگر انقلاب ملت پیروز شد به این دلیل بود که بخش‌هایی از ارتش و نیروی هوایی به مردم پیوستند و درهای پادگان‌ها به روی مردم باز شد و…). زیرا آن‌ها به نجات اسلامی که به زعم آن‌ها از طرف اسرائیل و عوامل آن در خطر و تهاجم قرار گرفته می‌اندیشند و برای تحقق این هدف به هر اقدامی دست می‌زنند. در حالی‌که این عده صرفاً مردم مطالبه‌گر هستند که به دنبال احیای حقوق سیاسی خود هستند و نه چیز دیگری.

از طرف دیگر، به‌جز شکست نیز نصیبی به ملت ستمدیده ایران نمی‌رسد. همچنین شکست‌های پی‌درپی هم باعث شده که امید بسیاری معطوف به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شود که گذشته از این‌که در تاریخ چنین وضعیتی سابقه ندارد و بعدها به‌عنوان یک نکته منفی برای ملت ایران در تاریخ ثبت خواهد شد (حتی در حمله اعراب به ایران و همکاری ایرانیان با آن‌ها برای نجات از ظلم و ستم حاکم بر آن‌ها به این صورت نبوده است) که آن نیز قطعاً پاسخ مناسبی نخواهد بود و به‌جز این‌که باعث از بین رفتن زیرساخت‌ها در کشور و در فشار بیشتر قرار گرفتن مردم از این بابت، فایده دیگری نخواهد داشت. این اقدامات قبلاً در مورد عراق، لیبی، افغانستان، سوریه و… انجام شده و هیچ‌کدام از آن‌ها هم به‌جز بدبختی بیشتر نصیب‌شان نشده است. ضمن این‌که حمله هوایی به ایران با سقوط نظام دو موضوع کاملاً جداگانه است.

نکته مهم دیگر این‌که با حضور افراد وابسته به اسرائیل، پرچم این کشور و نسبت دادن آتش زدن مساجد و حوزه علمیه به مردم از طریق شبکه‌های ایران اینترنشنال و شبکه من و تو و همچنین آتش زدن علنی قرآن در آمریکا و ایران، در حقیقت این عده مجوز سرکوب خونین مردم بی‌گناه ایران و شکست کامل جنبش آن‌ها را در اختیار نظام قرار داده تا آن‌ها به این بهانه‌ها مردم مطالبه‌گر را سرکوب کنند.

مجدداً یادآور می‌شود: اتحاد بین ملت ایران نیاز به مشارکت عمومی آحاد ملت و همه جریان‌های سیاسی و قومیت‌ها دارد. در صورتی‌که فرد یا گروهی بخواهند نقش دیگران را نادیده بگیرند و همه مجاهدت‌های مردمی را صرفاً از آن خود کنند، مسلماً به جنبش لطمه وارد نموده و این شیوه نمی‌تواند وحدت‌برانگیز باشد. چون گروه‌های سیاسی و قومیت‌های مختلف کرد، ترک، لر، بلوچ، عرب و… همگی به قدر کافی دارای شعور سیاسی هستند و اگر در مقابل انحصارطلبی جاری واکنش تندی نشان نمی‌دهند به خاطر این است که متهم به تفرقه‌افکنی نشوند وگرنه به‌خوبی می‌دانند که چه سناریویی در پیش است تا زمان خود که از حق‌شان دفاع کنند. بدون شک مسئولیت هرگونه عدم موفقیت احتمالی متوجه مصادره‌کنندگان جنبش ملت خواهد بود، همان‌گونه که هم‌اکنون همه به آن واقف هستند.

بنابراین: معنی اتحاد هرگز انحصارطلبی آن هم از این نوع حمله به مخالفین نبوده و نخواهد بود و نشان دادن مجازی تسلط بر اوضاع به‌طور یک‌جانبه نیست. اتحاد یعنی مشارکت همه آحاد ملت با هر نوع عقیده و سلیقه سیاسی و نشان دادن این‌که این ملت بدون وابستگی به قدرت‌ها صرفاً مطالبه‌گر حقوق مسلم خود هستند و نه این‌که کمبود اشخاص و سلطه بیگانگان را دارند، آن هم اسرائیل که نسبت به وجود آن حساسیت تا سرحد مرگ برای سلطه‌گران فعلی وجود دارد و احتمال در خطر بودن اسلام، مجوز لازم و کافی برای کشتار مردم بی‌دفاع خواهد بود، بدون این‌که این مردم واقعاً به‌جز مطالبه حقوق مسلم خود به دنبال چیز دیگری باشند و اگر شعاری شنیده می‌شود صرفاً سازمان‌یافته و حساب‌شده و مختص فضای مجازی بوده است.

در ضمن، در اینجا به صراحت اعلام می‌دارد سازمان صلح طاهری طرفدار نظام سیاسی «جمهوری رنسانسی» می‌باشد و با هرگونه حکومت مادام‌العمری اکیداً مخالف است و هدف آن فقط حفظ منافع ملت و ملت‌سالاری و حفظ حقوق سیاسی نسل آینده می‌باشد که با وجود حکومت‌های مادام‌العمری از چنین حقی محروم می‌شوند.

بنیانگذار سازمان صلح طاهری: محمدعلی طاهری

تورنتو: 24/ژانویه/2026 میلادی مصادف با ۴/بهمن/۱۴۰۴ خورشیدی